معرفي كتاب : چه كسي مي گويد فيل ها نمي توانند برقصند!
بدون شك شركت IBM يكي از بزرگترين شركتهاي
جهان به شمار ميرود كه در زمينهي كامپيوتر فعاليت ميكند و بيش از
چهارصد هزار نفر پرسنل داشته و در بيش از
160 كشور جهان فعاليت داشته و
ساليانه بيش از 90 ميليون دلار فروش دارد.
اين كتاب سرگذشت تحولات شركت IBM در دهه 90 را به تصوير ميكشد
كه تا حد ورشكستگي پيش رفت.
تصور ميشود كه نام اصلي كتاب كه " چه كسي
گفت فيلها نميتوانند برقصند؟" بيشتر با كتاب و محتواي آن سازگار باشد. در اين
كتاب سازمانهاي بزرگ و غول پيكر مثل
IBM را اين گونه معرفي مينمايد كه به
دليل بزرگي و قدمت زياد امكان تغيير و انعطاف در اين سازمانها بسيار
كم بوده و يا در شرايطي اصلا اتفاق نميافتد. مثل فيل بزرگي كه نميتواند
برقصد. اما با مديريت صحيح و درست آقاي لوئيز گشنر مدير عامل شركت IBM و نويسندهي همين كتاب
ثابت شد كه فيلها هم ميتوانند برقصند.
او ثابت كرد كه سازمانهاي خيلي بزرگ هم ميتوانند
انعطاف به خرج دهند و از افول و سقوط خود جلوگيري نمايند. در اين كتاب با شيوههاي نوين مديريتي آشنا ميشويم
كه تمامي آنها ميتواند قابل تعميم براي ساير سازمانهاي بزرگ و
كوچك باشد.
نكتهي بسيار مهمي كه در اين كتاب به آن بر ميخوريم،
درك صحيح و درست مدير از سازمان ميباشد. آقاي گشنر سازمان خودش را به
درستي شناخت، فرهنگ آن را آموخت و توانست با برقراري ارتباط صحيح با افراد
سازمان و مشتريان آن بستر يك تحول بزرگ را فراهم سازد.
جالب است بدانيد زماني كه آقاي گشنر
به مدير عاملي شركت IBM انتخاب شد، اصلا تخصصي در زمينهي كامپيوتر نداشت. واقعا چه طور ممكن است كه يك نفر تا اين حد
بيگانه با زمينهي فعاليت يك سازمان، به مدير عاملي آن انتخاب شود و تازه
بتواند منشا تحولات عظيم گردد؟ معيار و ملاك هيئت مديره شركت چه بوده كه فردي
با اين ويژگيها را انتخاب كردند؟ آنها در زمان تصميمگيري خود به چه
چيزهايي توجه داشتند، كه نتيجهي آن همه دقت بعد از 10 سال به ثمر نشست و
شركت نه تنها نجات پيدا كرد كه مجدد تبديل به شركت درجهي يك آمريكا
شد؟
يكي از كارهاي قشنگ آقاي گشنر برقراري ارتباط به
صورت نامههاي الكترونيكي با پرسنل خود بود. در يكي از اين نامهها يكي از مديران
مياني شركت كه متخصص كامپيوتر بود به مدير عامل خود ميگويد: " اصلا
نگران اين نباش كه در يك شركت كامپيوتري قرار گرفتهاي و هيچ سررشتهاي
از آن نداري، تا زماني كه چيپ كامپيوتر را با چيپس اشتباه نگيري،
هيچ اتفاقي بدي نميافتد." آقاي گشنر مينويسد: " به قدري اين نامه در من
تاثير مثبت گذاشت و به من اميدواري و همت بخشيد كه شايد با چيز ديگري
نتوان آنرا مقايسه كرد."