بيـوريتـم
بيـوريتـم
يه روزهايي هنوز چشمت رو باز نكرده و غلت اول رو نزدي، همون توي رختخواب حس ميكني سر حال نيستي و اصطلاحاً روز، روز تو نيست. از اون روزهايي كه حال و حوصله هيچ كاري رو نداري و دوست داري فقط استراحت كني. انگاري تموم درد و بلاها و غم و غصههاي عالم ريخته توي تن و بدنت. اون روز اگر هم همت كني و آقدايي رو هَم بكشي و از خونه بزني بيرون، يا داري عينهو اسب آبي خميازه ميكشي و يا مثل عمليها چرت ميزني و يا اينكه نهايتاً بدون مقدمه و سر هيچ و پوچ يهويي سگ ميشي و پاچه اين و اونو ميگيري. اين خُلقوخو تا اينجاش كه خدابخواد واسه همه آشناست ديگه؟! بواسطه شرايط فيزيولوژي و جسماني خانمهاي محترمه و داشتن يه شرايط مشابه اينچنيني (هر چند اين قضيه به اون قضيه خانمها ارتباطي نداره ) اين مورد براي خانمها شناخته شدهتره. در خيلي از اين روزها، خانم منتظر يه بهونه است كه بطور ناگهاني خيز برداره و لِنگ و پاچه طرف مقابل رو بگيره! معمولاً بهترين عكسالعمل در اين شرايط اينه كه بدون سربهسر گذاشتن و بگومگو با خانم، سرتون رو انداخته پايين و به راه خودتون ادامه بديد. چون اگه زرنگ باشيد ميدونيد موضوع از كجا آب ميخوره! هر چند هنوز سيل كثيري از آقايون وجود دارند كه با خصوصيات فيزيولوژي خانمها هيچ آشنايي ندارند و تنها تفاوت زن و مرد رو توي تعداد سوراخ سنبهها و برجستگيها و فرورفتيگيها ميدونند. با اين دسته جماعت اصلاً كاري نداريم كه اينها در طبقه چهارپايان و ستوران قرار دارند كه جز خوردن و خوابيدن و خوابوندن هيچ كار ديگهاي ندارند.
بيوريتم چيه؟
اين بيحوصلهگي و بقولي پريودهاي روحي رواني هر چند وقت يكبار واسه همه ماها اتفاق ميوفته و خيلي از ما دليل و علّت اون رو نميدونيم. اينجور پريود شدن، ديگه به جنسيت و سن و سال و زن و مرد و نواربهداشتي و خون و خونريزي ربطي نداره و يقه همه رو ميگيره. جونم براتون بگه كه اين جور پريود شدن ناشي از سيكلهاي متغير طبيعي بدن هستند و براي تمامي انسانها پيش مياد و خوبيش به اينه كه قابل پيشبيني هم هستند. چرخههاي تغييرات از بدو تولد هر انسان آغاز و تا زمان مرگ بطور متناوب ادامه داره. همه اين افت و خيزها و سگشدنهاي ناگهاني بواسطه وجود سه چرخه 1) جسمي Physical 2) حسي يا عاطفي Emotional و ۳) ذهني Intellectual هستش كه نهايتاً مجموع همه اينها زيستآهنگ يا بيوريتم Biorhythm هر انساني رو تشكيل ميده.
بيوريتم بر اين پايه استواره كه اين چرخههاي سه گانه در بدن هر فرد بر اساس ساعت دروني و بيولوژيكي عمل ميكنند و هر چرخه بر اساس موج سينوسي با دورههاي متفاوت در حال گردشه كه نقطه شروع همه آنها، روز تولد هر فرد هستش. چرخه جسمي هر 23 روز يكبار، چرخه حسي يا عاطفي هر 28 روز يكبار و چرخه ذهني هر 33 روز يكبار تكرار ميشه. هر فركانس از اين موج سه ناحيه داره. ناحيه مثبت، ناحيه منفي و نقطه بحراني كه دقيقاً در مرز صفر و مرحله گذر از ناحيه مثبت به منفي يا بالعكس واقع شده. هنگاميكه چرخهها در ناحيه مثبت قرار داره با توجه به نوع چرخه، شخص ميل به ورزش داره. بدنش در برابر امراض و بيماريها مقاومتره. تمايل به شركت در كارهاي گروهي داره و سعي ميكنه به ظاهرش بيشتر رسيدگي كنه. همچنين مطالب جديد رو به سرعت ياد ميگيره و مجموعاً قدرت يادگيري بالاتري پيدا ميكنه. زمانيكه چرخهها در ناحيه منفي قرار بگيره، آدم زود خسته ميشه و توي اون روزها بيشتر نياز به استراحت داره. تقريباً احساس خوبي نسبت به خودش و دوروبريهاش نداره و زمانيكه منحنيها در نقطه بحراني قرار بگيره، آدم كمطاقت و كجخلق ميشه، آشفتگي ذهني پيدا ميكنه، پرخاشگر و بهانهجو ميشه و اين حساسترين زمانهايي است كه ميتونه به عنوان يه روز نحس در زندگي آدم ثبت بشه.
معمولاً توي روزهايي كه آدم در نقطه بحراني قرار داره نبايد تصميمات مهمي براي زندگي و كار و بارش بگيره. بحث بيوريتم و شارژ و دشارژ شدن باطريهاي انرژي درون روح و جسم بحث جديد و تازهاي نيست حتي نظريه ئين و يانگ در فلسفههاي چيني و ژاپني نيز به روشني بيانگر وجود همين پديده است ولي استفاده از اين علم كمكم داره وارد زندگي روزانه ميشه. الان در سازمانهاي پيشرفته دنيا برنامهريزيهاي منابع انساني با توجه به شرايط بيوريتم كاركنان صورت ميگيره. مثلاً در تعدادي از شركتهاي هواپيمايي زمان پرواز خلبانان بر اساس روزهايي كه چرخه بيوريتم آنها در سطح بالايي قرار گرفته تنظيم ميشه و در تعدادي از بيمارستانها جراحيهاي مهم و دقيق، كاملاً با سيكلهاي بيـوريتـم جـراحـان همخواني داره. بررسيها نشون ميده كه 70% سوانح كارخانههاي شيميايي و مواد پاككننده در دهه 80 ميلادي در آمريكا زماني رخ داده كه ريتمهاي عوامل انساني در نقطه بحراني بودهاند. بنابراين در مورد كارهاي خطرناك كه مستلزم دقت بيشتريه كارمنداني انتخاب ميشن كه بهترين دوران سهگانه ريتم كار و زندگي خود را طي ميكنند. همچنين مديران ميتونند در اين قبيل روزها با امور مهمي مثل امضاي قراردادهاي مهم به نحو آگاهانهتري روبرو بشن و سعي كنند اتخاذ تصميمات مهم را به روزهاي ديگري واگذار كنند.
چند وقتيه كه نمودار بيوريتم خودم رو پرينت گرفتم و گذاشتم زير شيشه ميز كارم و سعي دارم يه چند وقتي خلق و خوي خودم رو با اين نمودارها چك كنم و ببينم شرايط به چه شكلي ميشه. خيلي جالبه، هفته قبل روزي كه چرخه جسميم در پايينترين نقطه قرار داشت روزي بود كه تمرين واليبال داشتم ولي الکي الکي و بدون هيچ علتي بقدري بدنم خسته و كوفته بود كه اصلاً حال و حوصله تمرين رو نداشتم. البته رفتم و تمرين هم كردم ولي گندي زدم كه خودم از توپ زدن خودم حالم بهم خورد. بهرحال فکر ميکنم بد نباشه شما هم يه کمي روي اين مبحث بيوريتم وقت بذاريد. من که دارم به نتايج جالبي ميرسم!