بیایید خیلی کوتاه و مختصر، با یک مثال ساده، یکی از مسائل نتورکرها (و یا بطور کلی، فروشنده ها) را در مورد نحوه انجام کار، بررسی کنیم. آیا تاکنون دقت کرده اید که وقتی جایی می روید و یک چای عالی و معطر می نوشید و سپس می خواهید از آن چای، نزد دوستتان تعریف کنید چگونه با احساس و انرژی و هیجان، این کار را انجام می دهید و .... اما وقتی می خواهید همان چای را برای یک نتورک، تبلیغ کنید به دست و پا می افتید و یا نمی دانید باید از کجا شروع کنید یا هزار جور سؤال برایتان پیش می آید و ....

اگر دقت کنید می بینید که در حالت اول، تأکید شما بر نیاز طرف مقابل است و آنچه برایتان مهم است برطرف کردن نیاز اوست. اما در حالت دوم، ناخواسته (شاید هم خواسته) تأکیدتان بر برطرف کردن نیاز خودتان است (مثلا عضوگیری یا پورسانت گرفتن یا ...) و ...

... و همین نکتۀ ظاهرا کوچک، همه چیز را خراب می کند! حال به نظر شما آیا این نکته، نکتۀ کوچکی است یا برعکس، اصل قضیه است!

فکر می کنید چگونه می توان بین این دو حالت، جمع بست: برطرف کردن نیاز طرف مقابل یا برطرف کردن نیاز خودتان!؟